عبد الله قطب بن محيى

386

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

حرام است و در چگونگى بعث و قيام تفكر نشايد كرد ، تفكر در اول و آخر مكنيد ، تفكر در اين وسط كنيد كه نظام هستى و ترتيب حكمت است إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ « 1 » چه گمان داريد كه اين سير سريع پيوستهء نجوم نه جهت امرى است عظيم ؟ فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ « 2 » آيا آنچه امر است ؟ بلى امرى است بزرگ ، قيام قيامت است ، جهان براى آن گردان شده ، هيچ دانيد كه پنهان در گوش آب چه گفته‌اند كه چنين سرگردان در جهان مىگردد آيا چه مىجويد ؟ . چو طفلان گم شد است از من ميان كو و بازارى * كه آن بازار و آن كو را نمىدانم ، نمىدانم آيا اين چه درد است كه در جهان افتاده كه آرام و قرار از جهان برده ؟ هركس به زبانى سخن عشق تو گويد * حافظ به سرود نى و مطرب به ترانه وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 3 » ترانه تسبيح كند اما ترانه‌گو از آن آگاه نباشد وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 4 » الى قوله سبحانه : وَ كَثِيرٌ

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 164 « آمدن شب و روز و كشتىهايى كه در دريا روانند ، با آنچه به مردم سود مىرساند و [ همچنين ] آبى كه خدا از آسمان فروفرستاده و با آن زمين راى پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هرگونه جنبنده‌اى پراكنده كرده و [ نيز در ] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مىانديشند واقعا نشانه‌هايى [ گويا ] وجود دارد » . ( 2 ) . سوره واقعه ، آيه‌هاى 75 و 76 « نه [ چنين است كه مىپنداريد ] سوگند به جايگاه‌هاى [ ويژه و فواصل معين ] ستارگان ، اگر بدانيد ، آن سوگندى سخت بزرگ است » . ( 3 ) . سوره اسراء ، آيه 44 « و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او مىگويد ولى شما تسبيح آنها راى درنمىيابيد » . ( 4 ) . سوره رعد ، آيه 15 « و هركه در آسمان‌ها و زمين است ، براى خدا سجده مىكنند » .